عبد الرحمن جامى

45

أشعة اللمعات ( فارسى )

نسبت با حقّ سبحانه « 1 » : يكى جهت معيّت وى با حقّ سبحانه و احاطه و سريان « 2 » وى سبحانه در وى بالذّات ، بىتوسط امرى ديگر و اين جهت را طريق وجه خاصّ گويند و فيضى كه از اين طريق مىرسد ، بىواسطه است و توجه بنده را به اين جهت ، توجه به وجه خاص گويند و استيلاى اين جهت ، را بر بنده و استهلاك و اضمحلال بنده را در اين جهت ، جذبه گويند ؛ و جهت ديگر سلسلهء ترتيب است كه فيضى كه به وى رسد ، به وساطت امورى بود كه در معيّت وى بالوجود الحقّ سبحانه ، مدخلى داشته باشند و فيضى كه به وى رسد ، بر مراتب آن‌ها مرور كند و منصبغ به احكام آن‌ها - متنازلا - به وى برسد ؛ و چون بنده بر همين طريق - متصاعدا - به حقّ - سبحانه و تعالى - باز گردد تا آنكه احكام يك‌يك مرتبه را باز مىگذارد به مرتبهء فوق آن ، ترقى مىكند تا به آن اسمى كه مبدأ تعيّن وى است برسد و در آن مستهلك و مضمحل گردد و آن نسبت به وى ، تجلّى ذاتى وى باشد ؛ اين طريقه را سلسلهء ترتيب گويند و روش بنده را به اين طريق ، مرتبهء بعد مرتبهء سلوك گويند و و اصل به اين را اگر چه كمتر باشد ، از و اصل به طريق اوّل ، احاطه‌اى هست به احوال مراتب كه و اصل به طريق اوّل را نيست ، و و اصل به طريق اوّل را چون بازگردانند و بر طريق سلسلهء ترتيب باز به مطلوب رسانند ؛ وى را مجذوب سالك خوانند و سالك بر طريق ثانى را ، چون سلوك وى منتهى به وجه خاصّ [ شود ] و استهلاك در آن [ حاصل ] گردد ، سالك مجذوب گويند و هريك از اين دو صاحب دولت ، اقتدا را شايد و ترتيب مريدان از وى آيد . اقسام مقربات و أيضا منها - مقربات كه اعمال و عباداتند يا از قبيل نوافلند كه حقّ - سبحانه و

--> ( 1 ) . به عبارت ديگر ، هر موجودى نسبت به حقّ سبحانه دو جهت دارد : الف ) جهت طريق وجه خاصّ ؛ ب ) جهت علّت و علل يا سبب‌سازى و سبب‌سوزى . ( 2 ) . مراد از احاطه ، احاطه قيّوميه است و مراد از سريان در اينجا به معنى ظهور است .